۱۳۸۸ آبان ۱۱, دوشنبه

شروع

سلام
امیدوارم حال همه خوب باشه
حالا که همه این روزها از دست این رژیم منحوس و ظالم در حال انزجار هستند من هم گفتم بیام در این کار شریک باشم.من هم د راین رژیم در یکی از زندان های امنیتیش مدت زیادی زندانی انفرادی بودم اون هم به دلایل بیخود.اما متاسفانه به خاطر تهمت هایی که سپاه به من زد دیکه نمی تونم سرم رو بلند کنم.اونا آبروی منو بردن.
من یک کافی نت در تهران داشتم که نمی دونم کدوم نامردی اومده بود و از این کافی نت وارد سایت های سکسی شده بود.این سپاهی های مفت خور هم آی پی اون رو گرفته بودن و اومدن کافی نت من.منو دستگیر کردن بردن.حتی نذاشتن در کافی نت رو ببندم.بدون این که حرفی به من بزنن من چشم بسته بردن جایی که بعدا فهمیدم زندان اوینه!من کجا اوین کجا.!من که یک فرد آروم و به دور از سیاست بودم الان شده بودم یک متهم امنیتی!روز اول بدون اینکه به من حرفی بزنن منو انداختن توی یک سلول هیچ کس هم نبود.فقط یک وعده قضا به من دادن.این قدر ترسیده بودم که حتی قدرت سوال کردن از زندانبانان و حرف زدن رو نداشتم.شب که شد زندانبانان شروع به پخش کردن نوحه از بلندگوهای زندان کردن.این قدر این کار برایم فشار روحی داشت که نگو.ئاقعا احساس کردم دارن دوتا میخ با چکش می کوبن توی گوشم.
تا فردا صبح یک لحظه هم نخوابیدم...
بلاهایی که از این به بعدش به سرم اومد رو در پست هها بعدی می نویسم.
الان گریه امانم نمیده.زندگیمونابود کردن این نامردا...کارم نامزدم همه رو از دست دادم.